دین و سیاست
در مجتمعات اسلامی حکومت و یا دولت تابع و پابند احکامات الهی می باشد، بناءً دین و سیاست ازهم جدا نبوده و از هم تفاوت ندارد، طوریکه در عصر حاظر در کشور های غربی مشاهده می کنیم که ایشان نظام سیاسی را یک طره امتیازی تصور میکنند، ولی باساس بررسی واقعبینانه این نتیجه کشمکش های شدید بین دولتمردان جهان نصرانیت و رهبران مذهبی آنها بخاطر رسیدن به قدرت در قرون وسطی بود، چونکه عیسویت در جامه رهبانیت و خانقائیت بروز نمود و جوانب حکومت داری و سیاست گرا ئی را کنار کذاشت، زمانیکه عیسویت گرا ئی در جهان غرب افزایش یافت، رهبر مذهبی آنها (پاپ) خواست که در نتیجه کشور گشائی در جهان نصرانیت زمام حکومت داری واقتدار را بدست خود گیرد و به اریکه قدرت تکیه زند، ولی دولتمردان عالم نصرانیت باوی توافق نکردند و نخواستند که زیر اثر فرمانروائی او (پاپ) قرارگیرند و یا او را بپذیرند، اختلافات شان نتیجتاً منجر به یک کشمکش شدید و جنجال برانگیز میان طرفین گردید، طرفین در گیر خواستند که این معضله را از راه گفت و شنود حل و فصل نمایند، اخیراً توافق نمودند که دین ازسیاست کلاً جدا است و باهم، هم آهنگی ندارد! وبا ین اساس کشمکش ها در اینجا به پایان رسید ؛ ولی در نظام اسلامی تصور چنین کشمکش ها متصور نبوده، تفریق و یا جدائی دین از سیاست را گنجایش نخواهد داشت؛ زیرا اسلام دین و دنیا را باهم، هم آهنگ و مرتبط ساخته، با در نظر داشت جوانب دیگر سیاست هم از اسلام جدا شده نمیتواند.
:در روشنایی تعلیماتی اسلامی معبود و زمامدار واقعی و حقیقی تنها خداوند (ج) است، طوریکه قرانکریم به آن تصریح نموده
(12:4):
مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ ۚ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ ۚ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ ۚ ذَٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ
:ترجمه
این معبودهایی که غیر از خدا می*پرستید، چیزی جز اسمهائی (بی*مسمّا) که شما و پدرانتان آنها را خدا نامیده*اید، نیست؛ خداوند هیچ دلیلی بر آن نازل نکرده؛ حکم تنها از آن خداست؛ فرمان داده که غیر از او را نپرستید! این است آیین پابرجا؛ ولی بیشتر مردم نمی*دانند!
در نظامی که مرکز و محور عبادت و حکومت تنها یک ذات باشد پس تصور جدایی دین از دنیا در آنجا ممکن نخواهد بود
زیرا حکومت در نظام اسلامی تابع دین قرار گرفته و نخستین اهمیت تنها برای پروردگار و فرمانبرداری احکام او می باشد، نه برای انسان، یا تخت و تاج آن و به این اساس کشورهای اسلامی از کشور های غیر اسلامی از هم امتیاز می یابد.
میوند الافغانی
در مجتمعات اسلامی حکومت و یا دولت تابع و پابند احکامات الهی می باشد، بناءً دین و سیاست ازهم جدا نبوده و از هم تفاوت ندارد، طوریکه در عصر حاظر در کشور های غربی مشاهده می کنیم که ایشان نظام سیاسی را یک طره امتیازی تصور میکنند، ولی باساس بررسی واقعبینانه این نتیجه کشمکش های شدید بین دولتمردان جهان نصرانیت و رهبران مذهبی آنها بخاطر رسیدن به قدرت در قرون وسطی بود، چونکه عیسویت در جامه رهبانیت و خانقائیت بروز نمود و جوانب حکومت داری و سیاست گرا ئی را کنار کذاشت، زمانیکه عیسویت گرا ئی در جهان غرب افزایش یافت، رهبر مذهبی آنها (پاپ) خواست که در نتیجه کشور گشائی در جهان نصرانیت زمام حکومت داری واقتدار را بدست خود گیرد و به اریکه قدرت تکیه زند، ولی دولتمردان عالم نصرانیت باوی توافق نکردند و نخواستند که زیر اثر فرمانروائی او (پاپ) قرارگیرند و یا او را بپذیرند، اختلافات شان نتیجتاً منجر به یک کشمکش شدید و جنجال برانگیز میان طرفین گردید، طرفین در گیر خواستند که این معضله را از راه گفت و شنود حل و فصل نمایند، اخیراً توافق نمودند که دین ازسیاست کلاً جدا است و باهم، هم آهنگی ندارد! وبا ین اساس کشمکش ها در اینجا به پایان رسید ؛ ولی در نظام اسلامی تصور چنین کشمکش ها متصور نبوده، تفریق و یا جدائی دین از سیاست را گنجایش نخواهد داشت؛ زیرا اسلام دین و دنیا را باهم، هم آهنگ و مرتبط ساخته، با در نظر داشت جوانب دیگر سیاست هم از اسلام جدا شده نمیتواند.
:در روشنایی تعلیماتی اسلامی معبود و زمامدار واقعی و حقیقی تنها خداوند (ج) است، طوریکه قرانکریم به آن تصریح نموده
(12:4):
مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ ۚ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ ۚ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ ۚ ذَٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ
:ترجمه
این معبودهایی که غیر از خدا می*پرستید، چیزی جز اسمهائی (بی*مسمّا) که شما و پدرانتان آنها را خدا نامیده*اید، نیست؛ خداوند هیچ دلیلی بر آن نازل نکرده؛ حکم تنها از آن خداست؛ فرمان داده که غیر از او را نپرستید! این است آیین پابرجا؛ ولی بیشتر مردم نمی*دانند!
در نظامی که مرکز و محور عبادت و حکومت تنها یک ذات باشد پس تصور جدایی دین از دنیا در آنجا ممکن نخواهد بود
زیرا حکومت در نظام اسلامی تابع دین قرار گرفته و نخستین اهمیت تنها برای پروردگار و فرمانبرداری احکام او می باشد، نه برای انسان، یا تخت و تاج آن و به این اساس کشورهای اسلامی از کشور های غیر اسلامی از هم امتیاز می یابد.
میوند الافغانی
